مباهله
تقی رفیع
به بهانه بیست و چهارم ذی الحجه الحرام ؛ روز مباهله
بیست و چهارم ماه ذی الحجه که مصادف شده با سی ام خردادماه 1404 مشهور به روز مباهله است. به این بهانه، با توجه به تفسیر نور تألیف حجت الاسلام قرائتی ذیل آیه 61 سوره آل عمران، به این رویداد مهم صدر اسلام نیم نگاهی می اندازیم.
[سوره آلعمران (3): آیه 61]
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَكَ مِنَ اَلْعِلْمِ فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَكُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّٰهِ عَلَى اَلْكٰاذِبِينَ : پس هركه با تو، بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده است، درباره او (عيسى) به ستيز و محاجّه برخيزد (و از قبول حقّ شانه خالى كند) بگو: بيائيد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان را (كسى كه به منزله خودمان است) و خودتان را بخوانيم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
نكتهها:
واژهى «نَبتَهل» از ريشهى «اِبتهال» به معناى باز كردن دستها و آرنجها براى دعا، بهسوى آسمان است. اين آيه، به آيهى مباهله معروف گشته است. مباهله، يعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف يكديگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.
در تفاسير شيعه و سنى و برخى كتب حديث و تاريخ مىخوانيم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران شدند. مسيحيانِ نجران نيز نمايندگانى را براى گفتگو با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم به مدينه گسيل داشتند. با وجود گفتگوهايى كه ميان آنان و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم ردّ و بدل شد، باز هم آنان بهانهجويى كرده و در حقّانيّت اسلام ابراز ترديد مىكردند. اين آيه نازل شد و خطاب به پيامبر فرمود: به آنها بگو: بياييد با فراخواندن فرزندان و زنان و عزيزانمان، خدا را بخوانيم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگويان نفرين كنيم و هر نفرينى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مىشود كه راه او باطل است و با اين وسيله به اين گفتگو و جدال پايان دهيم.
هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلّم شنيدند، به
يكديگر نگاه كرده و متحيّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا دراينباره فكر و انديشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارا به آنها گفت: شما پيشنهاد را بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سروصدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مىآيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرفنظر و با او مصالحه كنيد.
روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسين عليهما السلام و آن جوان، علىّ بن ابى طالب عليهما السلام و آن زن فاطمهى زهرا عليها السلام – دختر پيامبر صلى الله عليه و آله – بودند.
اُسقف مسيحيان گفت: من چهرههايى را مىبينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مىشود. اگر اين افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمىماند. لذا از مباهله انصراف داده، حاضر به مصالحه شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم فرمودند: سوگند به كسى كه مرا پيامبر حقّ قرار داد، اگر مباهله انجام مىگرفت، آن وادى آتش را بر آنان فرومىريخت.
اين ماجرا، علاوه بر تفاسير شيعه، در منابع معتبر اهل سنّت نيز آمده است.
مباهله، در بيست و چهارم يا بيست و پنجم ماه ذىالحجّه و در بيرون شهر مدينه بود كه اكنون داخل شهر قرار دارد و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصلهى اين مسجد تا مسجد النّبى تقريباً حدود پانصد متر است.
براساس روايتى در تفسير الميزان، دعوت به مباهله مخصوص مسيحيان نبوده، پيامبر صلى الله عليه و آله از يهوديان نيز براى مباهله دعوت كردند.
مباهله، خاصّ زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نبوده است، بلكه براساس برخى از روايات، ديگر مؤمنان نيز مىتوانند مباهله كنند. امام صادق عليه السلام در اينباره دستوراتى دادهاند.
سؤال: اگر در اين ماجرا تنها فاطمه زهرا عليها السلام حضور داشت، پس چرا قرآن كلمهى «نسائنا» را به صورت جمع به كار برده است؟
پاسخ: در قرآن مواردى است كه خداوند به دليل اهميت مورد از يك نفر به صورت «جمع» ياد مىكند، مانند آيه 181 سوره آل عمران كه يك نفر از روى توهين گفت: خدا فقير است، ولى آيه به صورت جمع مىفرمايد: «اَلَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اَللّٰهَ فَقِيرٌ» چنانكه قرآن درباره حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد: ابراهيم يك امّت بود، با آنكه يك نفر بيشتر نبود.
گرچه پيامبر مىتوانست خود شخصاً نفرين كند و كارى به علىّ، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد، ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آمادهى استقبال از خطر بوده و تداومگر حركت او مىباشند.
پيامها:
1 – اگر انسان ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديكترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَكَ مِنَ اَلْعِلْمِ»
2 – آخرين برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ»
3 – فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «أَبْنٰاءَنٰا» بنابراين امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرزندان پيامبرند.
4 – زن و مرد در صحنههاى مختلف دينى، در كنار همديگر مطرح اند. «نسائنا»
5 – در دعا، كيفيت و حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهلهكننده پنج نفر بيشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، أنفسنا»
6 – علىّ بن ابى طالب عليهما السلام، جان رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله است. «أنفسنا»
7 – در مجالس دعا، كودكان را نيز با خود ببريم. «أبنائنا»
8 – اهلبيت پيامبر عليهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «أبنائنا، نسائنا، أنفسنا»
9 – استمداد از غيب، پس از به كارگيرى توانايىهاى عادّى است. «نبتهل»
10 – كسى كه منطق و استدلال و معجزه، او را به پذيرش حقّ تسليم نمىكند، يكى از راهها، مباهله است. «تعالوا… نبتهل»
11 – اگر مؤمنان محكم بايستند، دشمن به دليل باطل بودنش عقبنشينى مىكند. «ندع… نبتهل»
12 – استدلال را بايد با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت بايد سركوب شود. «لَعْنَتَ اَللّٰهِ عَلَى اَلْكٰاذِبِينَ».
تهیه و تنظیم: تقی رفیع