حال ناخوش صندوقهای بازنشستگی
حال ناخوش صندوقهای بازنشستگی
به گزارش رونیوز به نقل از ایسنا، به توجه به افزایش چهار برابری جمعیت سالمندان تا سال ۱۴۳۰ مصارف صندوقهای بازنشستگی برای ایفای تعهدات افزایش و با کاهش نرخ باروری، تعداد بیمهپردازان به صندوقهای بازنشستگی کاهش مییابد امری که ضرورت توجه به نسبت پشتیبانی در صندوقهای بازنشستگی، نسبت مصارف به منابع، نرخ جایگزینی و … را دو چندان میکند.
نسبت پشتیبانی در صندوقهای بازنشستگی
نسبت پشتیبانی که بیانگر نسبت تعداد بیمهپردازان به مستمریبگیران صندوقهای بازنشستگی است، در حالت مطلوب بسته به نرخ بیمهپردازی معمولا بین ۵ تا ۷ و حداقل این نسبت برای جلوگیری از ورشکستگی صندوقها ۳ است. به عنوان مثال اگر ۲۵ درصد حقوق یک کارمند به حق بیمه اختصاص یابد و دریافتی یک بازنشسته ۷۵ درصد حقوق یک کارمند باشد، باید به ازای هر بازنشسته بیش از سه نفر حق بیمه بپردازند تا بتوان پس از کسر دستمزد کارکنان صندوق، مقرری وی را پرداخت کرد. البته این معادلهای سادهسازی شده با حذف سایر متغیرهای مؤثر بر منابع و مصارف صندوقهاست، زیرا عواملی نظیر هزینههای اداره صندوق، هزینههای مربوط به درمان و بیمه درمان بازنشستگان، درآمدهای حاصل از سرمایهگذاری و خلق ارزش داراییهای دوران جوانی صندوق که نسبت پشتیبانی بالا بوده است و… در این رابطه مؤثر است.
به عبارت دیگر در شرایط فعلی تمامی صندوقهای بازنشستگی در ایران باید از نسبت پشتیبانی بیشتر از ۳ برخوردار باشند تا به منابع خارجی (مانند کمک دولت) برای حفظ تعادل در منابع و مصارف نیازمند نشوند و همچنین برای پایدارسازی مالی صندوق در بلندمدت و ایجاد امکان پرداخت تعهدات در آینده، بتواند به سرمایهگذاری وجوه تجمیعشده بپردازد.
بیشتر بخوانید:
سن «بازنشستگی» ۲۵ سال کوچکتر از سن «امید به زندگی» !
مروری بر وضعیت صندوقهای بازنشستگی
باتوجه به میانگین نسبت پشتیبانی بیمهشدگان کشور میتوان دریافت که وضعیت اغلب صندوقهای بازنشستگی بحرانی است. سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور در حال حاضر و براساس دادههای سال ۱۴۰۰ حدود ۱۵.۱ میلیون بیمهشده اصلی و نزدیک به ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر مستمریبگیر دارد.
بر اساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس؛ بنابراین نسبت پشتیبانی این سازمان ۴.۲ است که نزدیک به حداقل نسبت پشتیبانی برای عدم ورشکستگی یک سازمان بیمهای است. اطلاعات این صندوق حکایت از کاهش نسبت پشتیبانی دارد به نحوی که از سال ۱۳۹۹ که این نسبت ۴.۳۲ بوده به ۴.۲ در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است.
صندوق بازنشستگی کشوری که پس از سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین صندوق بازنشستگی به شمار میرود در سال ۱۴۰۰ حدود ۹۲۵ هزار بیمهشده اصلی (شاغل کسورپرداز) و ۱.۵۸ میلیون بازنشسته داشته است. بنابراین نسبت پشتیبانی این صندوق در این سال ۰.۵۹ است که نشاندهنده وضعیت فوق بحرانی آن است.
نسبت پشتیبانی در سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح نیز ۰.۸۲ است و تفاوت زیادی با سایر صندوق ندارد. هم اکنون بخش عمده هزینه تعهدات صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح توسط دولت و از بودجه عمومی پرداخت میشود.

استخدام ۹.۵ میلیون نفر؛ راهکاری محال برای فرار از ورشکستگی
نسبتهای پشتیبانی در دو صندوق کشوری و لشگری و صندوقهای فرعی (۱۴ صندوق) براساس دادههای جدول فوق که بیشتر کارفرمای بیمهشدگان آن دستگاههای دولتی است، نشان از آن دارد که این صندوقها در آیندهای نزدیک به طور کامل به بودجه عمومی وابسته خواهند شد، مگر آنکه نسبت پشتیبانی در این صندوقها به نسبت استاندارد نزدیک شود که این به معنای استخدام حدود ۹ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در نهادهای کشوری و لشگری است که چنین امری عملا محال است.
درباره سازمان تأمین اجتماعی نیز پژوهشهای انجام شده حکایت از آن دارد که نسبت پشتیبانی در این صندوق نیز روند کاهشی داشته و بالقوه وابسته به بودجه عمومی است. همچنین حدود ۳ درصد از بیمهشدگان کشور، تحت پوشش بیمههای صنفی یا اختصاصی هستند. بررسی نسبت پشتیبانی در این صندوقها نشان میدهد که اغلب آنها وضعیت مطلوب ندارند. در واقع به غیر از صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر و صندوق حمایت از وکلا، بقیه صندوقها از لحاظ نسبت پشتیبانی وضعیت نامطلوبی دارند.
رشد مصارف سازمان تأمین اجتماعی نسبت به منابع آن بدلیل رشد بیقواره متناسبسازی حقوقها
نسبت مصارف به منابع در یک صندوق تا حدی میتواند بیانگر وضعیت مالی صندوق باشد و هرچه این شاخص کمتر باشد، صندوق پایداری مالی بیشتری دارد. به منظور برآورده شدن تعهدات قانونی در قبال مستمریبگیران باید منابع کافی و متناسب با هزینه تعهدات وجود داشته باشد. این شاخص نشان میدهد که چه بخشی از منابع صرف برآورده کردن هزینههای مربوط به تعهدات بلندمدت و کوتاه مدت بیمهای میشود.